تبليغاتX
کمدی الهی
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
گرگ طماع
(  آن گرگ ) چنان پریشانم کرد و چنان از نگاه خود به هراسم افکند که امید رسیدن به بالای تپه را از کف دادم .

و همچو آن کس که با خرسندی فراوان مالی اندوخته باشد ، و چون زمانه ی اتلافگر آنرا از دستش بگبرد عنان اندیشه را به دست پریشانی سپارد،من نیز در برابر آن حیوان آرامش ناپذیر که به دیدارم آمده بود و قدم به قدم بدان جانب که خورشید روی فرو می کشد ( به داخل جنگل ) عقب میراند، چنین شدم. 

کمدی الهی - دوزخ - سرود اول 

اشاره۱: شاعر قبلا در مواجهه با پلنگ، مظهر شهوت و شیر که مظهر کبر و غرور بود امید خود را از دست نداده بود ولی روباه که تداعی کننده حرص و طمع و آزمندی بود امید بالا رفتن از تپه و رسیدن به کمال را از او گرفت و دوباره به همان جنگل دهشناک گناه و فساد بازگرداند.

اشاره۲: هوا و هوس را در وجود آدمی آرامشی نیست و رهایی از آن بجز مدد گرفتن از غیب ممکن نیست.

|+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 22:50 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar