| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
گرگ طماع
( آن گرگ ) چنان پریشانم کرد و چنان از نگاه خود به هراسم افکند که امید رسیدن به بالای تپه را از کف دادم .
و همچو آن کس که با خرسندی فراوان مالی اندوخته باشد ، و چون زمانه ی اتلافگر آنرا از دستش بگبرد عنان اندیشه را به دست پریشانی سپارد،من نیز در برابر آن حیوان آرامش ناپذیر که به دیدارم آمده بود و قدم به قدم بدان جانب که خورشید روی فرو می کشد ( به داخل جنگل ) عقب میراند، چنین شدم. کمدی الهی - دوزخ - سرود اول اشاره۱: شاعر قبلا در مواجهه با پلنگ، مظهر شهوت و شیر که مظهر کبر و غرور بود امید خود را از دست نداده بود ولی روباه که تداعی کننده حرص و طمع و آزمندی بود امید بالا رفتن از تپه و رسیدن به کمال را از او گرفت و دوباره به همان جنگل دهشناک گناه و فساد بازگرداند. اشاره۲: هوا و هوس را در وجود آدمی آرامشی نیست و رهایی از آن بجز مدد گرفتن از غیب ممکن نیست. |+| نوشته شده توسط علی در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 22:50 |
|
درباره وبلاگ
![]() کمدی الهی کتابیست اثر دانته شاعر و نویسنده ایتالیایی. این کتاب از زبان اول شخص است و دانته در این کتاب، سفر خیالی خود به دوزخ، برزخ و بهشت را تعریف می کند.
در این سفر دانته دو راهنما دارد. در دوزخ و برزخ راهنمای او "ویرژیل"، شاعر ایتالیاییست که چند قرن پیش از دانته زندگی می کرده، و در بهشت راهنمای او بئاتریس است که زنی رویاهای او بوده. بئاتریس زنی معمولی بوده که دانته به او عشق می ورزیده ولی او را تنها چند بار ملاقات کرده. بئاتریس خیلی جوان از دنیا رفت و می گویند دانته همواره در خیابانهای فلورانس به دنبال او می گشته. دانته در این کتاب از مراحل مختلف دوزخ، برزخ و بهشت می گذرد و در این مراحل با شخصیتهای مختلف تاریخی برخورد می کند، تا عاقبت در آخرین مرحله بهشت به دیدار خدا می رسد. منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387فروردین 1387 پيوندها
سايه هاي شبتراموا تجارت الکترونیک مرگ نامه متعه راضیه صفوی قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |